ارزش جاری در حسابداری

مقدمه

ارزش‌ جاری‌ دربرگیرنده‌ سه‌ نگرش‌ متفاوت‌ است‌ که‌ عبارتند از ارزش‌ ورودی‌ (بهای‌ جایگزینی‌)، ارزش‌ خروجی‌ (خالص‌ ارزش‌ فروش‌) و ارزش‌ اقتصادی‌ (ارزش‌ فعلی‌ جریانهای‌ نقدی‌ مورد انتظار از کاربرد مستمر دارایی‌ و فروش‌ نهایی‌ آن‌ توسط‌ مالک‌ فعلی‌). در برخی‌ موارد از قبیل‌ ارزشیابی‌ سرمایه‌گذاری‌ در اوراق‌ بهادار نرخ‌بندی‌ شده‌، سه‌ نگرش‌ فوق‌الذکر به‌مبالغ‌ تقریباً نزدیک‌ به‌هم‌ منجر می‌شوند و تفاوت‌ آنها کم‌ بوده‌ و ناشی‌ از هزینه‌های‌ انجام‌ معامله‌ است‌. در سایر حالات‌ همچون‌ ارزیابی‌ داراییهای‌ ثابت‌ مشهود خاص‌ واحد تجاری‌، تفاوت‌ بین‌ مقیاسهای‌ مختلف‌ ارزش‌ جاری‌ احتمالاً بااهمیت‌ خواهد بود.

باید قاعده‌ مشخص‌ و معقولی‌ برای‌ انتخاب‌ یکی‌ از مقیاسهای‌ مختلف‌ اندازه‌گیری‌ ارزش‌ جاری‌ دراختیار داشت‌. معیار " ارزش‌ برای‌ واحد تجاری‌ " چنین‌ قاعده‌ای‌ را ......................

ادامه نوشته

سوئیفت (swift)

سوئیفت (swift) انجمن ارتباط مالی بین بانکی بین‌المللی است که از حروف اول عبارت “The Society For Worldwide Interbank Financial Telecopmmunication” مشتق شده است و مرکز آن در کشور بلژیک است و به صورت مؤسسه و به شکل تعاونی فعالیت می‌کند. بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم، به ویژه در اواخر دهه 1950، تجارت جهانی به سرعت شروع به رشد و شکوفایی کرد و به موازات آن حجم عملیات بین‌المللی بین بانکی گسترش یافت، لیکن رعایت نکردن استانداردهای بین‌المللی در محاورات بین بانکی باعث آشفتگی در پرداخت‌های بین‌المللی و افزایش هزینه‌های بانکی شده بود. از این رو در اوایل دهه 1960 حدود 60 بانک بزرگ اروپایی و آمریکایی به این فکر افتادند که چگونه می‌توان پیام‌های بین بانکی را به نحوی طرح‌ریزی و استاندارد کرد که....

ادامه نوشته

نظریه حسابداری سه طرفه

ابوجعفر موسی خوارزمی ریاضیدان بزرگ ایرانی در رساله مشهور جبر و مقابله این سیستم را تشریح و استفاده ار آن را رایج کرد . سیستم کنونی دهدهی و شیوه نگارش اعداد که به عربی مرسوم است با ترجمه اثر این دانشمند بزرگ توسط لئوناد فیبوناچی به ایتالیا برده شد و از آن طریق عالمگیر شد . با این حال ، در طول دوره بلندی که به دوران باستان و قرون وسطی مشهور است تنها جنبه های محدودی از فعالیتهای مالی حکومت و معاملات بین اشخاص ، حسابداری می شد . پیشرفته ترین تکنیک حسابداری در اواخر این دوران ، نگهداری نوعی حساب جمع و خرج بود . به ایم معنی که یک جمعدار ، یک مامور حکومت یا یک مباشر که محافظت پول و اجناس دولت یا اشخاص دیگری به او محول بود برای دادن حساب خود ، دو فهرست تفصیلی از دریافتها ، شامل مقادیر موجود در ابتدای دوره و وجوه و کالاها ی فروخته شده یا مصرف رسیده در همان دوره زمانی به علاوه و کالاهایی بود که نزد جمعدار باقی مانده بود . بدین ترتیب حسابداری آن دروه از سیستم جامعی که عملیات مالی یک حکومت یا کلیه داد و ستد های یک بازرگان را ثبت و ظبط مینماید فاصله زیادی داشت . در اواخر قرون وسطی دولتها – شهرها یا جمهوری های کوچکی خارج از سلطه پادشاهان و خوانین زمین دار در ایتالیای کنونی پا گرفت که فضای سیاسی – اقتصادی مناسبی را برای رشد سوداگری فراهم می آورد . در این جمهوری ها کوچک موانع متعددی در راه تجارت آزاد وجود نداشت . اقتصاد پولی رواج یافته و داد وستد رونق داشت . رشد بازرگانی ، ایجاد کارگاه های صنعتی ، رونق بانکداری ، بزرگتر شدن اندازه موسسات ، رواج معاملات نسیه و استفاده از عوامل متعدد در کسب و کار موجب شد که یک شخص به تنهایی نتواند امور یک موسسه بزرگ را اداره کند و این امر نیاز به سیستم حسابداری کاملتری را افزایش داد . گمان می رود که کاربرد قاعده جمع و خرج در مورس حساب صندوق موسسات ، نخستین گام در راه پیدایش سیستم حسابداری نوین بود است . بدین معنی که صندوق دار به ازای وجوهی که دریافت می کند ، بدهکار و در مقابل به ازای وجوهی که پرداخت می شود بستانکار می گردد و ب این ترتیب مانده حساب آنها در هر زمان معیین است . همین قاعده به طور همزمان در مورد بستانکار نیز به کار میرفت . یعنی هنگامی که از یک تاجر یا یک شخصی کالایی به صورت نسیه خریداری می شد ، حساب وی بستانکار و هنگامی که وجهی به او پرداخت می شد بدهکار می گردید و میزان تفاوت طلب وی را نشان می داد . در گذر زمان حسابداران ایتالیایی متوجه این نکته شدند که دریافت پول از یک مشتری یا بدهکار دو جنبه دارد و دو ثبت را ضروری می کند . جنبه دریافت پول که باید در حساب صندوق و جنبه پرداخت که باید در حساب پرداخت کننده یا مشتری ثبت شود . دو اصطلاح بدهکار و بستانکار که اولی به معانی دادن و دومی به معنای گرفتن است به تریج متداول گردید و شکل دو طرفه حساب را که در سمت چپ اقلام بدهکار و در سمت راست اقلام بستانکار نوشته می شد را ابداع کرد . حسابداری جنسی و یا نگهداری حسابی جداگانه برای هر محموله از کالاهای خریداری شده آغاز گردید و هر حساب در ازای خرید یک محموله ، بدهکار و و در مقابل کالا از یک محوله ، حساب صندوق در خرید های نقدی بستانکار می گردید . با فروش هر مقدار کالا از یک محومله حساب مربوطه بستانکار و در مقابل حساب مشتری در فروش نسیه و حساب صندوق در فروش های نقدی بدهکار می شد . تا اینکه تمامی اجناس یک محموله فروخته و سود و زیان آن تعیین می شد . بدین ترتیب سیستم حسابداری دوطرفه به آرامی و در پی مجموعه ای از ابداعات پیاپی شکل گرفت . گسترش و رواج حسابداری دو طرفه در اروپا و سپس در جهان مرهون کتاب ریاضیاتی است که لوکا پاچولی در سال 1494 میلادی تالیف کرد . پاچولی که ریاضیدان بزرگ عصر خود بود و او را پدر فن حسابداری می نامند . فصولی که در از رساله خود به نام چکیده حساب و هندسه ف نسبیت و تناسب را به حسابداری اختصاص داد برای نحستین بار حسابداری دو طرفه را توصیف و دفاتر اصلی حسابداری را تشریح کرد . در این مقوله جای تذکر است که اذعان کنیم که محمد ابن ابولوفای بوزجانی ریاضیدان ایرانی در قرن دهم میلادی ، در دوران خلیفه عباسی یعنی پنچ قرن قبل از پاچولی رساله ای به نام ضروریات علم حساب برای کاتبان و کاسبان نوشته است که راهنمای خوبی در حساب علمی بود ولی متاسفانه پژوهشی در این باره در دست ما نیست . در طول دو قرن بعدی تنها یک پیشرفت عمده در حسابداری دو طرفه رخ داد و آن تفکیک اموال شخصی حاکم از حسابهای دولتی و تفکیک اموال شخصی تاجر از حسابهای تجارخانه توسط سیمون استوین ریاضیدان هلندی بود . بر اساس نظر وی در هر مرحله در مقابل هر حساب بدهکار یک حساب بستانکار وجود دارد . بنابراین در مقابل وجوه و اموالی که یک تاجر در تجارتخانه خود سرمایه گذاری می کند نیز باید در حسابی بستانکار گردد . در نتیجه که حساب سرمایه در حسابداری دو طرفه ایجاد شد ، که نشان دهنده حقوق صاحبان سرمایه نسبت به دارایی های موسسه . به رغم تحولات خصوصی و عمومی از قرن شانزده تا عصر حاضر ، عناصر اصلی سیستم حسابداری دو طرفه همچنان بدون تغییر باقی مانده است . دلیل بقای این سیستم در این فاصله بلند در سادگی اصول ، انعطاف پذیری و قابلیت آن در ثبت ، انتقال و گزارش اطلاعات متنوع در قالب صورتهای قالب اعتماد و مفهوم است . با این حال ، در جهت انطباق با شرایط و تحولات مختلف در مسیری تکاملی ، روشها و شیوه های حسابداری متعددی ابداع و شاخه هایی درحسابداری پدید آمده است که همگی آنها از لحاظ اصولی بر سیستم دوطرفه مبتنی هستند . 

کنترل داخلی

کنترل داخلی

هر سیستم یا مجموعه ای از کنترل ها اعم از مالی و غیر مالی که برای دستیابی به اطمینانی منطقی از تحقق موارد زیر بر قرار می شود:

  1. اثر بخش و کارآمد بودن عملیات
  2. قابل اتکا بودن اطلاعات مالی و گزارشگری آن
  3. رعایت قوانین و مقررات


دلائل استفاده از سیستم کنترل داخلی

  1. واحد های اقتصادی هم از لحاظ اندازه و هم از لحاظ پیچیدگی فعالیت چنان رشد میکنند که کنترل مستقیم و انفرادی آنها نا ممکن میشود. از این رو کنترل های داخلی برای اعمال مدیریت و سرپرستی در راستای برنامه های استراتژیک ضروری است .
  2. واحد های اقتصادی دارای الزامات قانونی میباشند که باید به آنها عمل شود . از این رو باید کنترل های داخلی لازم را برای شناسایی و کنترل میزان رعایت این گونه الزامات قانونی برقرار نمایند .


عناصر تشکیل دهنده کنترل داخلی

  1. بررسی موثر و کارآمد توسط مدیریت غیر اجرایی
  2. وجود سیستم کنترل مدیریتی شامل تعیین و تدوین هدف ها و برنامه ها – نظارت و سرپرستی یا کنترل مسائل مالی و همچنین اقدامات پیشگیرانه و اصلاحی
  3. وجود سیستم ها و روشهای کنترل مالی و عملیاتی شامل محافظت از دارایی ها – تفکیک وظایف – روش های صدور مجوز و تصویب و سیستم های اطلاعاتی
  4. وجود یک واحد حسابرسی داخلی که طبق اصول و استاندارد های حسابرسی داخلی فعالیت کند


هدفهای کنترل داخلی و حسابرسی داخلی

سیستم کنترل داخلی به منظور اطمینان یافتن از موارد زیر استقرار می یابد :

  1. اعمال شدن سیاست ها و خط مشی های سازمان
  2. شناسایی و شناساندن اصول و ارزشهای سازمان
  3. رعایت قوانین و مقررات
  4. دقیق و قابل اعتماد بودن صورت های مالی و سایر اطلاعات منتشر شده
  5. مدیریت کارآمد و اثر بخش نیروی انسانی و سایر منابع


هدف حسابرسی داخلی کمک به مدیریت است تا اطمینان یابد کلیه موارد بالا به همان گونه که باید اجرا یا رعایت میشود.


تعریف حسابرسی داخلی

وظیفه ارزیابی مستقلی است که توسط مدیریت سازمان برای بررسی سیستم کنترل داخلی ایجاد میشود . حسابرسی داخلی کفایت سیستم کنترل داخلی را از لحاظ اثر بخش و کارآمد بودن استفاده از منابع سازمان آزمون ارزیابی و گزارش میکند .

حسابرسی داخلی چگونه سازمان را یاری میکند:

حسابرسی داخلی مدیریت را در انجام دادن مسئولیت ها و وظایف خود از طریق تقویت کنترل های داخلی یاری میکند. حسابرسی داخلی میتواند:

  1. نقش بازدارنده را در برابر سوء استفاده کنندگان احتمالی داشته باشد
  2. کنترل را در جهت پیشگیری یا آشکار کردن تقلب و اشتباه بهبود بخشد
  3. با انجام دادن حسابرسی داخلی تقلب ها را کشف کند
  4. با شناسایی موارد اتلاف منابع و عدم کارایی سبب صرفه جویی شود


تفاوت حسابرس داخلی و حسابرس مستقل

1- تفاوت در رابطه با استفاده از حسابرسی داخلی و مستقل

حسابرسی مستقل معمولاً یک ضرورت قانونی است و مدیریت سازمان آن را بوجود نمی آورد ولی حسابرسی داخلی ارزیابی مستقلی است که توسط مدیران سازمان ( احتمالاً در اجرای یک الزام قانونی ) بوجود می آید.

2- تفاوت از نظر هدف های اصلی

هدف اصلی حسابرسی مستقل اظهار نظر در این مورد است که صورتهای مالی به درستی تنظیم شده است و وضعیت سازمان را به نحوی مطلوب نشان میدهد و دارای اشتباه و تحریف با اهمیت نیست . هدف اصلی حسابرسی داخلی بررسی تمامی سیستم کنترل داخلی میباشد.

3- تفاوت در رابطه با بررسی کنترل های داخلی

حسابرسی مستقل ممکن است در مورد سیستم کنترل داخلی نیز اظهار نظر کند اما این اظهار نظر به کنترلهایی محدود میشود که حسابرسان آن را به عنوان بخشی از کار خود مورد ارزیابی قرار داده اند ولی حسابرسی جامع کنترل های داخلی از وظایف حسابرسان داخلی میباشد.

4- تفاوت در رابطه با نوع همکاری با موسسه

حسابرسی داخلی در استخدام شرکت بوده و مستمراً با مدیریت همکاری دارد در حالی که حسابرسی مستقل فقط به موجب قرارداد وارد شرکت میشود.

5- تفاوت در رابطه با مسئولیت

مسئولیت حسابرسی مستقل عموماً در برابر اعضاء مجمع عمومی یا صاحبان سهام بوده در حالی که حسابرسی داخلی در برابر دستگاه مدیریت جوابگو میباشد.

6- تفاوت دامنه بررسی ها

حسابرسی مستقل تحقیق خود را صرفاً از نظر مالی انجام داده و رضایت وی از درستی سود و زیان و اصالت و صحت اسناد و مدارک مالی و سیستم کنترل های داخلی عموماً وی را قانع ساخته و به ابراز عقیده حرفه ای در باب حساب های نهایی اکتفا میکند در حالی که حسابرسی داخلی خط و مشی و سیاست مدیریت را در تمام جنبه های سازمان اعم از مالی و غیر مالی دنبال مینماید.

7- تفاوت در نحوه رسیدگی

نحوه رسیدگی حسابرسان مستقل به عملیات شرکت های بزرگ بخصوص با توجه به زمان محدود متکی بر تست و چک بوده و عملاً نمیتوانند آنچنان که حسابرسان داخلی به آزمایش و بررسی حسابها و مدارک و اطلاعات می پردازند در جزئیات وارد شوند.


استقلال حسابرس داخلی

عامل اصلی برای توانمند بودن حسابرسی داخلی استقلال آن است . مدیریت باید این عامل را به رسمیت بشناسد و با تامین جایگاه مناسب حسابرسی داخلی در ساختار سازمانی نسبت به استقلال واحد حسابرسی داخلی اطمینان دهد.

عملکرد حسابرسی داخلی باید چنان باشد که به روشنی نشان دهد حسابرسی داخلی تحت تاثیر هیچگونه اعمال نفوذ غیر مسئولانه نیست که بتواند دامنه رسیدگی یا کار آن را محدود یا تغییر دهد یا بتواند در تصمیم گیری آن درباره ی محتوای گزارشهایی که به مدیریت ارائه میشود بطور قابل ملاحظه ای اثر گذارد .

اگر حسابرسی داخلی در سیستم یا روشی حضور نداشته باشد و آن سیستم یا روش بدون هرگونه خللی به فعالیت خود ادامه دهد آزمونی است برای تشخیص استقلال واحد حسابرسی داخلی . در حالی که اگر حسابرسی داخلی بطور روزمره درگیر سیستم یا روش باشد جزئی از سیستم محسوب میشود و نسبت به آن سیستم استقلال نخواهد داشت .

استقلال حسابرسی داخلی به شکل های زیر محقق میشود:

1- استقلال از لحاظ دسترسی

رئیس حسابرسی داخلی باید به مدیریت ارشد سازمان شامل مدیر عامل و هیئت مدیره و بررسی کنندگان غیر اجرایی سازمان دسترسی مستقیم داشته باشد و بتواند آزادانه به آنان گزارش دهد .

2- استقلال از لحاظ گزارشگری

رئیس حسابرسی داخلی باید بتواند گزارشهای خود را بدون حذف مطلبی و با نام و امضاء خود ارائه دهد .

3- استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی

حسابرسی داخلی باید نسبت به کلیه سیستم های مالی و اداری سازمان استقلال کامل داشته باشد . درگیر شدن حسابرسی داخلی در سیستم های اجرائی و برنامه های سازمان باید به موارد زیر محدود شود :

  1. ارائه پیشنهاد در ارتباط با ایجاد کنترل های داخلی برای موارد تجدید نظر در سیستم ها یا پروژه های موجود یا طراحی سیستم های جدید یا ایجاد پروژه های جدید .
  2. ارزیابی کنترل های پیشنهادی برای پروژه های خاص
  3. ارزیابی کنترل های موجود سیستم ها و فرایند تصمیم گیری .

واحد حسابرسی داخلی نباید مسئول استقرار سیستم های جدید باشد یا درگیر کارهایی شود که معمولاً ملزم به بررسی آنهاست .

  1. استقلال از لحاظ رای: حسابرسی داخلی باید بدون هرگونه جانب داری با مسائل برخورد کند و از چنان جایگاه سازمانی برخوردار باشد که بتواند بیطرفانه تصمیم گیری و نظر و پیشنهاد های خود را ارائه کند .


دامنه حسابرسی داخلی

دامنه حسابرسی داخلی اغلب به اشتباه منحصر به موضوعات مالی تصور میشود . اما با توجه به هدف حسابرسی داخلی دامنه حسابرسی داخلی همه ی جنبه های کنترل داخلی را اعم از مالی و غیر مالی در بر میگیرد.

تاکید حسابرسی داخلی بر هر کنترل خاص نشانه ی میزان خطر و زیانی است که متوجه سازمان میشود . زیان های مالی میتوانند از ضایعات – سهل انگاری – کلاه برداری یا موارد دیگر ناشی شود . با اینکه خطر زیان مالی بسیار با اهمیت است اما این تنها خطری نیست که حسابرسی داخلی به آن توجه دارد برای مثال خطر تبلیغات منفی میتواند خسارت های جبران ناپذیری به سازمان وارد کند . برخی از سیستم های اصلی که زیر پوشش حسابرسی داخلی قرار میگیرد به شرح زیر است :

  1. سیستم های مالی :
    • حسابداری مالی
    • حسابداری مدیریت و بودجه
    • پیش بینی ها و برنامه ریزی تجاری
    • حقوق و دستمزد
    • روشهای پرداخت های نقدی
  2. سیستم های مدیریت :
    • برنامه ریزی استراتژیک
    • کنترل عملیات
    • ارزیابی سرمایه گذاری ها
    • مدیریت سیستم های اطلاعاتی
    • کارکنان و سیستم های منابع انسانی
  3. سیستم های عملیاتی :
    • استخدام کارکنان
    • اجاره محل
    • مدیریت برگزاری سخنرانی ها و سمینار ها


وظایف حسابرس داخلی

هر سیستم کنترل داخلی میتواند از بخش های زیر تشکیل شده باشد :

  • کنترل داخلی صندوق و بانک
  • کنترل داخلی بودجه و هزینه
  • کنترل داخلی خرید
  • کنترل داخلی حقوق و دستمزد
  • کنترل داخلی انبار داری


وظیفه حسابرسی داخلی ارزیابی و کنترل کفایت سیستم کنترل داخلی است . لذا برای هریک از قسمت های کنترل داخلی برنامه رسیدگی برای حسابرسی داخلی نیز وجود دارد .

برای مثال کنترل داخلی صندوق و بانک و برنامه رسیدگی آن به صورت زیر میباشد :

کنترل داخلی صندوق و بانک

  • محل خزانه و صندوق می بایستی کاملاً محفوظ و از جهت دستبرد ها دارای حفاظ مطمئن باشد
  • بجز رئیس خزانه داری و صندوقدار اشخاص دیگری به خزانه و صندوق دسترسی و رفت و آمد نداشته باشند
  • تغییر کلید ها و رمز قفل گاوصندوق هر چند وقت یک بار باید انجام شود
  • هر چند وقت یک بار بطور غیر متداول وجوه نقد و اوراق بهادار در حضور صندوقدار و رئیس خزانه شمارش و ثبت گردد و علل مغایرت بررسی شود.
  • صورت مغایرت بانک در فواصل معین توسط صندوقدار تهیه و کنترل گردد
  • اقلام دریافت و پرداخت صندوق بایستی روزانه ثبت گردد
  • انجام هرگونه دریافت باید در مقابل برگ رسید صورت گیرد
  • میزان پرداخت مبلغ چک در مسئولیت رئیس امور مالی و مدیران و غیره باید تعیین شود
  • امضا های مجاز جهت امضای چک باید رسماً ابلاغ شده باشد
  • گردش ادواری کارکنان خزانه و صندوق
  • پرداخت در خصوص کالا ها و اقلام تنخواه گردان باید با اطمینان از انجام و اثبات رسید کالا و خرید اقلام تنخواه باشد

برنامه رسیدگی صندوق و بانک

الف) اهداف:

  1. حصول اطمینان نسبت به صحت سیستم و کفایت کنترل های داخلی
  2. موجودی نقدی و بانکی نگهداری شده انعکاس حقیقی حساب های دفتر کل میباشند
  3. عملیات حسابداری دقیق و مطمئن بوده و فوراً در دفاتر مربوط ثبت میشود
  4. دریافت و پرداخت و نگهداری وجوه نقد و اوراق بهادار بر طبق روشها و آئیننامه های شرکت انجام گردیده باشد

ب) اعمالی که حسابرسی داخلی برای رسیدن به اهداف فوق انجام میدهد :

  1. شمارش وجوه نقد و اسناد بهادار و تطبیق موجودی های بانک
  2. حسابرسی پایان سال مالی وجوه نقدی و بانکی
  3. بررسی دریافت ها و پرداخت های صندوق و بانک
  4. بررسی اسناد خزانه و ضمانت نامه ها
  5. رسیدگی به تنخواه گردان ها