سعید حاسم، مفسر اقتصادی ، مخصوصاً برای «ایران رو»
کشورهایی را کشورهای اسلامی محسوب میکنند که بیش از 50% جمعیت آنها پیرو دین اسلام هستند. منابع اساسی آماری برای تألیف این مقاله، شامل گزارش سال 2011 بانک جهانی، آمار ملی کشورهای مختلف و نشریات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در سالهای 2010 و 2011 هستند. در سال 2011 سهم کشورهای اسلامی در تولید ناخالص جهانی برابر 5.6% شده و به میزان 3.5 برابر از سهم آنها در جمعیت جهان کمتر بود. ولی سهم آنها به حساب قدرت خرید ارز های ملی که این رقم اوضاع را درست تر منعکس میکند، بالاتر است و به 8.3% می رسد. ولی حتی در این صورت سهم آنها در اقتصاد جهانی 2.5 برابر کمتر از سهم جمعیت آنها می باشد. ایران در تولید ناخالص جهانی با معیار قدرت خرید صاحب 0.9% است که این رقم با سهم جمعیت آن در جمعیت جهانی مطابقت دارد. سهم ایران در تولید ناخالص ملی کشورهای اسلامی 8.2% (به دلار) و 10.8% بر اساس قدرت خرید است و از سهم ایران در جمعیت کشورهای اسلامی (5.4%) به مراتب بیشتر است. بنابراین در حال حاضر اقتصاد ایران در توان اقتصادی کشورهای اسلامی نه از طریق جمعیت بلکه از طریق تولید ناخالص ملی سهم مهمی ایفا میکند. ضمن اشاره به تمام توان اقتصادی کشورهای اسلامی، باید گفت که آنها در سالهای 2000 نرخ بالای رشد اقتصادی را از خود نشان می دهند که به آنها اجازه می دهد نه تنها سهم خود را در اقتصاد جهانی از دست ندهند بلکه آن را افزایش دهند. اگر معیارهای اقتصاد کلان در نظر گرفته شود، ایران موفق به تأمین تحولات مهمتر در این زمینه شده است: این کشور از رشد قیمت های نفت استفاده کرده و سرمایه اساسی را به عنوان پایه و اساس رشد بعدی خود افزايش داد. ولی وابستگی شدید اقتصاد ایران به نفت باعث تداوم وابستگی توسعه اقتصادی ایران به مناسبات سياسي بین المللی می شود که بر روابط اقتصادی خارجی نيز اثر می گذارد. ساختار تولید در ایران با نیازهای بازار داخلی هماهنگ نشده است. رشد بی وقفه تقاضای سوخت خودرو از طریق تولید داخلی (40 میلیون لیتر در روز) ارضا نمی شود در حالی که نفت سفید، سوخت کوره و سوخت دیزل صادر می گردد. نه تنها کمبود تولید بلکه صدور غیر قانونی سوخت ارزان ایرانی به کشورهای همسایه یکی از علل کمبود سوخت خودرو در بازار داخلی می باشد. در شرایط تحریم واردات بنزین وابستگی به واردات بسیار حساس میشود. از نظر اوضاع داخلی ایران، نوسانات قیمت های سوخت اهمیت دارد ولی این مسأله قابل حل است. در مجموع، ایران در بازار جهاني نفت، در شرایط رشد دائمی تقاضای نفت از سوي اقتصاد جهانی، موقعيت نسبتاً مستحکمي دارد. نفت ایرانی از نظر کیفیت یکی از بهترین انواع نفت است که به آسانی تولید می شود و از کانالهای دائمی فروش برخوردار است. ایران با عنایت به احتمال اعمال تحریم های صادراتی، طی 4-3 سال اخیر تلاش نموده است صادرات نفت خود را از بازار اروپایی به بازار آسیایی منتقل نماید. سهم کشورهای اسلامی در زمینه گاز عمدتاً به وسیله ذخایر گاز در منطقه خلیج فارس تعیین می شود که آنجا ذخایر گازی ایران (15.3% ذخایر جهانی) و قطر واقع شده است. به علاوه، ترکمنستان و قزاقستان از ذخایر قابل توجه گاز برخوردارند. تولید گاز در ایران برابر 70-65 میلیارد متر مکعب در سال است که این گاز تقریباً به طور کامل در داخل کشور مصرف میشود. طبق پیشبینی ها، مصرف گاز در ایران در سال 2012 برابر 136 میلیارد متر مکعب خواهد بود و در سال 2020 به 244 میلیارد متر مکعب خواهد رسید. هدف ایران این است که تا سال 2025 به مهمترین صادر کننده جهانی گاز مبدل شود. نیمی از ذخایر گاز ایرانی در میادین قاره ای و نصف دیگر در فلات قاره واقع شده است. در حال حاضر عمدتاً گاز همراه میادین نفتی تولید میشود. میادین گاز طبیعی ایران از گاز میعانی زیادی برخوردارند. سهم «اتان» که از آن می توان اتیلن (ماده اساسی برای پتروشیمی) تولید مي گردد، در آن زیاد است. با وجود ذخایر قابل توجه گاز قابل استخراج، ایران تا کنون به صادر کننده خالص آن تبدیل نشده است. گاز از طریق خط لوله 200 کیلومتری قرپجه (ترکمنستان) – کردکوی (ایران) به مناطق شمالی ایران صادر میشود که ایران تقریباً همین مقدار گاز را به ترکیه منتقل می نماید. حدود یک سوم گاز تولید شده در ایران به چاه ها پمپ زده میشود و بخشی از آن سوزانده میگردد. سیاست ایالات متحده در منطقهای که توسط آمریکا به عنوان منطقه منافع خود اعلام شده است. بر اوضاع ايران در زمینه انرژی اثر می گذارد. به گفته آریل کوهن، تحلیلگر معروف، «ایالات متحده باید ابعاد فعالیت منطقه ای خود را هر چه بیشتر حفظ کند» و باید «به مساعدت به دولت های هند، چین و پاکستان در زمینه ساخت مسیرهای جایگزین صادرات انرژی ادامه دهد که انحصار روسی انتقال انرژی را به چالش بکشاند». علاوه بر هدف کاهش هر چه بیشتر نفوذ روسیه در منطقه، هدف منزوی کردن ایران و نیز بیرون راندن ایران و روسیه از منطقه خزر مطرح میشود. ترکیه تحت فشار ایالات متحده هر از گاهی به بهانه های مختلف از خرید گاز ایرانی و روسی دست کشیده و بر کاهش قیمت ها یا کاهش حجم صادرات تأکید می نماید. برخورد آمریکا با ایران موقعیت ایران در بازار گاز و به خصوص در زمینه تعیین مسیرهای خطوط لوله را پیچیده تر می سازد. باید رقابت فزاینده از سوی روسیه، قزاقستان و ترکمنستان در محور شرقی را اضافه کرد. برای مثال، قزاقستان طرح های ساخت خطوط لوله به چین را بررسی می کند. در بلندمدت جلب ایران به طرح های بین المللی نفتی و گازی اجتناب ناپذیر است که این نتیجه رشد تقاضای نفت و گاز می باشد. ایران به منظور ایجاد شبکه های مدرن انتقال حامل های انرژی خود به بازارهای جهانی به سرمایه گذاری های خارجی، علاقه خریداران به صادرات باثبات و نيز به ثبات داخلی نیاز دارد. حتی قیمت های بالای نفت نمی توانند موجبات رشد مطلوب ظرفیت های تولیدی را تأمین کنند در حالی که جلب سرمایه خارجی و فعال شدن بازار وام های خصوصی می تواند به آسانی این پول را فراهم نماید. به همین علت در ایران تا کنون مسایلی چون بیکاری، تورم، قشربندی فزاینده جامعه، عقب ماندگی سطح زندگی مردم نه تنها از کشورهای حاشیه خلیج فارس بلکه از کشوری چون ترکیه که از نفت و گاز به عنوان وسیله تکمیل ذخایر ارزي برخوردار نیست، حل نشده است. برنامه های بلندمدت توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران با عنایت به این عوامل طراحی شدهاند. مقامات حاکم بر ایران سعی میکنند به تناسب بهینه منافع ملی و نیازهای بازار جهانی دستی یابند. |